پیام انجمن پزشکان میهن‌دوست به مناسب انتخابات نمایشی و فریبنده حکومت اسلامی در فروردین ۱۳۵۸

در آستانه چهل‌وهفتمین سال استمرار این حکومت مافیایی ایدولوژیک، این پرسش بنیادین بار دیگر پیش روی جامعه ایران قرار می‌گیرد: آیا مردم ایران آگاهانه و در شرایطی آزاد به این نظام دیکتاتوری «آری» گفته‌اند، یا آنچه به نمایش گذاشته شد و شکل گرفت، محصول یک فریب جمعی، ناآگاهی، شرایط پیچیده، مبهم و به دور از انتخابی روشن، تفکرمحور و آگاهانه بود؟

عنوان «جمهوری اسلامی» از همان آغاز در ذات خود دارای یک تضاد درونی و ترکیبی متناقض بوده است. واژه «جمهوری» بر اراده مردم، مشارکت شهروندان و مردم‌سالاری دلالت دارد، در حالی که صفت «اسلامی» در این ساختار، به حاکمیت مطلق یک ایدئولوژی و جهان‌بینی از پیش‌تعریف‌شده اشاره می‌کند؛ ایدئولوژی‌ای که برای جامعه، انسان و سبک زندگی، معیارهایی ثابت، ‌چالش‌گریز و مناقشه‌ناپذیر برای انسان‌ها تعیین و تعریف می‌کند. از همین رو، «جمهوری اسلامی» از همان آغاز حامل یک ناسازگاری درونی بوده است.

همه‌پرسی ۱۳۵۸ نیز نمایانگر این ادعا است که این فرایند به صورت غیرشفاف و در فضایی مسموم از تبلیغات ترس، وحشت و نبود نظارت مستقل برگزار شد. در زمانی که افراد حائز شرایط برای انتخابات در حدود هجده میلیون نفر بودند – بدون شک همه آنها در انتخابات شرکت نکرده بودند –، هرچند ادعای حضور بیش از «بیست میلیون نفر» در این همه‌پرسی اعلام شد، که خود نشانه روشنی از پوچی و دروغین بودن نتایج اعلام‌شده می‌توانست باشد. هرچند نتایج دروغین این همه‌پرسی فقط به‌عنوان تبلیغ و نشانه‌ای از «مقبولیت عمومی» مورد استفاده واقع شد، بی‌آنکه امکان راستی‌آزمایی دقیق آن فراهم شود.

تحولات طوفانی و هیجان‌زده سال ۱۳۵۷ نیز بیش از آنکه بر پایه آگاهی سیاسی و انتخابی سنجیده و مبتنی بر منطق بنا شده باشد، تحت تأثیر رفتارهای هیجانی جمعی و مشارکت قشر به اصلاح روشنفکر شکل گرفت که بخش مهمی از آنان درک روشنی از پیامدهای سیاسی و ایدئولوژیک این تحول نداشتند. در چنین فضایی، زمینه برای استقرار نظامی فراهم شد که به‌سرعت ابعاد واقعی خود را آشکار کرد. این رویکرد را سخنانی چون «ملت» برای ما ارزشی ندارد و «امت اسلامی»‌ست که مهم است به روشنی نشان می‌دهد.

در طول ۴۷ سال گذشته، این نظام دروغین به‌جای پاس‌داشت ارزش‌های انسانی، ملی و فرهنگی، وحق انتخاب، بارها آن‌ را در خدمت ایدئولوژی «اسلام سیاسی» قربانی کرده است؛ و با ایجاد یک ترس مزمن به عنوان یک ساختار روان‌شناختی برای بقای خود به کار گرفته است. از ابزارهای اصلی به کار برده در این دوران می‌توان به تحمیل حجاب اجباری، سلب حقوق و آزادی‌های فردی، تضعیف جایگاه زنان، فروپاشی اعتماد اجتماعی، ایجاد تفرقه و دشمن‌ستیزی و تبدیل تدریجی کشور به ساختاری امنیتی و اقتدارگرا اشاره کرد، که از پیامدهای مستقیم این حاکمیت بوده است.

از سوی دیگر، بخش بزرگی از ثروت و منابع ملی در خدمت حفظ و گسترش یک پروژه ایدئولوژیک قرار گرفت؛ پروژه‌ای که هدف آن رفاه، آزادی و توسعه ایران نبود، بلکه فقر، مهاجرت، سرکوب و فرسایش بنیان‌های اجتماعی را به جامعه تحمیل کرد. این شگردهای پوچ، پوشالی و فریبکارانه در مراحل مختلف این حکومت استبدادی، به مثابه ابزاری برای برگزاری انتخابات جعلی به کاربرده شد؛ با سوءاستفاده از واژه‌هایی چون دموکراسی، اراده اکثریت و کثرت‌گرایی، نمایشی به اجرا گذاشته شد که در آن مردم، در دوره های مختلف میان گزینه‌های انتصابی و نه انتخابی به دام می‌افتادند ناگزیر بین گزینه‌های «بد» و «بدتر» مجبور به انتخاب می‌شدند، نه میان گزینه‌های واقعی و آزاد.

آنچه امروز پیش روی جامعه ایران قرار دارد، نتیجه مستقیم وعده‌های پوچ، فریبکارانه و ایدئولوژیک‌زده گذشته است: حکومتی که نه تنها آزادی و کرامت انسانی را نقض کرده، بلکه سرمایه‌های مادی، فرهنگی و معنوی یک ملت را نیز به تاراج برده و فرسوده و نابود ساخته است.

ما با امید به خرد جمعی، همدلی همه ایرانیان و همبستگی ملی، آرزومندیم که در آینده‌ای نزدیک، از طریق برگزاری یک همه‌پرسی‌ آزاد و انتخابی منطقی و آگاهانه، و با به رسمیت شناختن چهار اصل دموکراتیک بیان شده از سوی شاهزاده رضا پهلوی بتوانیم نظامی سیاسی سکولار و مبتنی با اصول اخلاقی و انسانی بنیان نهیم.

پاینده ایران

انجمن پزشکان میهن‌دوست ایران

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *